کتاب – چکیده کتاب ها

به نام خدا


اخیرا به دنبال توطیه و دسیسه های جدید از طریق ایجاد شک و شبهه در خصوص اصالت کتب و مقالات استاد طاهری، به سراغ کتاب « چکیده» تالیف ایشان رفته اند.

از اینرو به اطلاع می رسد که کتاب فوق نوشته استاد محمد علی طاهری می باشد که قبل از بازداشت سال ۹۰ دست نویس آن به امانت نزد برخی شاگردان گذاشته شده بود.

اقدام فوری ( URGENT ACTION)

استاد طاهرى را  دریابید

1

 

اقدام فوری  ( URGENT ACTION)

 

آدرس زیر همان درخواست امنستی (سازمان عفو بین الملل )به زبان آلمانی برای آزادی استاد طاهری از مقامات ایران  می باشد.

در خانه  های خالی نام و نام خانوادگی و آدرس ایمیلتان را درج کرده و با چک مارک کردن هردو باکس بعدى و  سپس با یک کلیک روى دکمه زرد (sofort handeln)آنرا بفرستید

بعد از آن یک ایمیل بشما  و به همان  آدرس  ایمیلى که داده أید مى آید ،  آن را باز کرده و کافى است  فقط روى دومین لینک  آبى که در ایمیلتان آمده  است کلیک بفرمایید

مفهومش  این است که شما تأیید مى کنید که ایمیل  شما یک ایمیل درست  است و سپس با دریافت کلمه آلمانى DANKE(به معنى متشکرم )به شما گفته مى شود که همه چیز درست انجام شده وکارتمام است.

خواهشمندم  از دیگران هم بخواهید این کار را انجام دهند.

با تشکر فراوان  آذر دخت طاهرى

https://www.amnesty.de/mitmachen/urgent-action/drohendes-todesurteil-0

نمونه نامه برای ارسال به مقام رهبری و ریاست قوه قضاییه

نمونه نامه برای ارسال به مقام رهبری و ریاست قوه قضاییه

اینجانب بدین وسیله نگرانى شدید خود را نسبت به وضعیت محمدعلی طاهری که بدلیل آموزه های معنوی خود به پنج سال حبس غیر عادلانه واعدام محکوم شده بودند اعلام میدارم .
انتظار آن میرفت که ایشان با توجه به راى دیوان عالى کشور و نقض حکم اعدام و پایان ۵ سال بازداشت انفرادی در ١٨بهمن ماه ۱۳۹۴ آزاد شوند اما دست اندرکاران پرونده ایشان بازداشت وی را تمدید کرده و مانع آزادیشان شدند.

او از تاریخ ۷ مهر ماه ۱۳۹۵ دست به اعتصاب غذا زده است زیرا با وجود به اتمام رسیدن دوره محکومیت پنج‌ساله و صدور”منع تعقیب”، همچنان در حبس و سلول انفرادی بسر میبرد.

آخرین تماس او با خانواده روز یکشنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۵ بوده و از آن زمان تنها در تاریخ ۲۸ مهر به طور غیررسمی به آنها اطلاع داده اند که ایشان در حالت اغما بسر میبرند و تا امروز هیچ اطلاعی از شرایط جسمی ایشان و محل نگهداریشان به خانواده و وکیلشان داده نشده است.
– از شما تقاضا دارم که از مقامات مسئول بخواهید این مرد مسلمان بی‌گناه را هرچه سریعتر و بدون قیدوشرط آزاد کنند.

محمدعلی طاهری یک زندانی عقیدتی است که تنها به دلیل استفاده صلح جویانه از حقوق خود در راستای آزادی بیان و اندیشه متحمل حبس غیر عادلانه گردیده است.
اینجانب از شما با احترام تقاضا دارم که در اقدامی فوری در جهت آزادی بدون قید و شرط محمدعلی طاهری، بنیان‌گذار عرفان حلقه قدم بردارید.
با سپاس فراوان از توجه شما به این مورد اضطراری.
با ارادت و احترام فراوان.

آیینه ی عاشورا

در روز عاشورا می توانیم جامه ای سرخ بپوشیم و فریاد برآوریم که این سرخی، نشانه ی پیروزی خون بر شمشیر است  که درس آن را از حماسه ی  کربلا آموخته ایم.

می توانیم لباسی سر تا پا سفید بپوشیم و با صدایی بلند بگوییم، این کفن است که پوشیده ایم تا عهدی باشد بین ما و حسین(ع) که در راه ادامه ی نهضت حق طلبانه و ظلم ستیزانه اش، برای شهادت همیشه آماده ایم.

می توان سیاه پوشید و بانگ سرداد که این سیاهی نشانه ی آن است که من و من ها، در روز و روزهای عاشورا، حسین و حسین ها را تنها گذاشته ایم و آن ها در مصاف با یزیدیان زمان خود، مظلومانه به شهادت رسیده اند و این لباس سیاه نشانی است بر شریک جرم بودن ما در ریخته شدن خون آن ها، زیرا که در جایی، حتی سکوت نیز شرکت در وقوع جرم است. آیا این فکر لرزه بر اندام ما نمی اندازد و تصور شریک جرم بودن در ریخته شدن خون حسین(ع) خواب را از چشمان ما دور نمی کند؟

در این روز می توان لباسی سبز پوشید و گفت این به نشانه ی آن است که نهضت حسینی خزان مظلومان را بهار کرده و نوید این پیروزی، بهار اندیشه را برای بشریت به ارمغان آورده است.

می توان زرد پوشید و گفت ما به خزان نشسته ایم؛ چرا که بعد از عاشورا، بهارانسانیت، تابستان را پشت سر نگذاشته به خزان رسیده است.

 می توان…

 می توان خندید و شادی و پایکوبی کرد و فریاد «شهیدان زنده اند» را سر داد و نشان داد که از اعماق وجود مسروریم؛ چرا که آنان نمرده اند و نزد خداوند روزی آسمانی دارند و جاودانگی الهی، متعلق به آنان است.

 می توان بر سر زد و شیون نمود که چرا همرزم حسین(ع) نبوده ایم و این افتخار را نداشته ایم تا هم رکاب او باشیم.

می توان  گونه های  خود را به رنگ سرخ درآورد تا یزیدیان، زردی روی ما را که در خزان نامردمی ها به زردی گراییده است، نبینند؛ همانگونه که  منصور حلاج  با خون خود گونه هایش را سرخ نمود تا روی زردش را دشمن ظالم نبیند.

 می توان خاک بر سر ریخت که شایسته ی انسان  خفّت زده است و بگوییم ما نیز نسبت به راه حسین(ع)، خوار و ذلیل هستیم و از این ذلت باید بر سر خود خاک بریزیم.

   می توان عَلَم دار شد و زور بازوی خود را به رخ دیگران کشید، بساط زورآزمایی به پا کرد و بر این مبنا که عَلَم کدام دسته از همه بزرگ تر و سنگین تراست شهرت آفرید و همچنین می شود سنگین ترین عَلَم ها را بلند کرد و گفت، این به نشانه ی عَلَم نهضت اوست که هر چقدر سنگین باشد آن را بر دوش خواهیم کشید.

می توان…

آری می توان هر کاری انجام داد، مهم آن است که در پس آن کار، چه اندیشه ای نهفته باشد و این که انسان با چه طرز فکری به رسالت خود نگاه کرده، در چه جایی و با چه محتوایی آن را پیدا کند. ضمن این که پس از یافتن آن رسالت، لازم است بدانیم که درابتدای راهی دراز قرار داریم که چگونه آن اندیشه را به عمل در آوریم.

حال که آموخته ایم« کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا » یعنی؛ همه جا کربلا و همه روز عاشورا است، اینک ما در عاشورا و کربلای خود چه می کنیم؟ آیا اگر در روز عاشورا، در صحرای کربلا حاضر بودیم؛ حسین(ع) بازهم تنها نمی ماند؟ آیا این سوأل لرزه بر اندام ما نمی افکند و تصور شریک جرم بودن در ریخته شدن خون او، خواب را از چشمان ما دور نمی کند؟

اگر ما در کربلا نبوده ایم تا افتخار همرزم بودن با او را داشته باشیم، در کربلای عصر خود که زندگی می کنیم و اگر در روز عاشورای تاریخی حضور نداشته ایم، در عاشورای زمان خود که قرار داریم. کافی است که حسین و حسین های زمان خود را بشناسیم، عاشورا و کربلا به خودی خود پیدا می شوند. اما اگر حق طلبان و ظلم ستیزان کماکان تنها مانده اند، خدا را شکر کنیم که ما  روز عاشورا در کربلا نبوده ایم زیرا اگر حضور داشتیم یا در زمره یزیدیان بودیم و یا از کسانی که حسین(ع) را ترک کردند.

بیایید معرفت و روح نهضت حسین(ع) را یافته و حماسه ی بزرگ او را زنده کنیم تا در زمره ی یزید و یزیدیان نباشیم زیرا که جهان دو قطبی است، یا راه حسین(ع) و یا راه یزید، راه سومی نیز وجود ندارد. بیایید به حال خود گریه کنیم و عملکردهای خود را پیش روی بیاوریم و حساب لقمه های سفره ی خود را یک بار از نظر بگذرانیم؛ آنگاه خواهیم فهمید که در راه حسین(ع) هستیم و یا یزید:

  ببین که چه ریسیده ایم، دست کِه لیسیده ایم

  تا کـه چنیـن لقـمـه ها، ســوی دهـان آمـدند(مولانا)

ظهر عاشورا است و ظهر عاشوراها، فرصتی است که انسان با خود واقعی اش روبرو شود و من نیز در این آیینه، خویشتن خویش را مشاهده می کنم و می بینم که امروز چقدر عجول هستم (کان الانسان عَجولاً)، تا چه حد حریص و سیری ناپذیر(ان الانسان خلق هَلوعاً) و تا چه حد شکم بر من حاکم است و جز آن، چیز دیگری را نمی  شناسم و این آیا مصداق(اولئک کالانعام بل هم اضل) نیست؟ امروز  به راحتی  دروغ  می گویم، به گرسنه و درمانده تر از خود رحم نمی کنم و در اِسراف غرق شده و غذای متبرک او را اسراف کرده و در زباله دانی می ریزم و… این است خـود واقعـی مـن که در روز عـاشـورا برمَـلا می شود.

آری عاشورا، آیینه ی تمام قدی است در مقابل ما تا بتوانیم خود واقعی را در آن نظاره و شناسایی کنیم و او را نیز بهتر بشناسیم.

بیاییم در این آیینه به خود نگاهی بیاندازیم و برای خود چاره ای اندیشیده و طرحی نو بیابیم تا پس از رسیدن به اندیشه ای درست، نوبت به انجام عمل رسیده و نهضت حسین(ع) را در عمل زنده نگاه داریم. وای اگر از همه ی این نهضت ها و حماسه های بزرگ، برای ما دست بریده ای، لب خشکیده ای، سر بریده و فرق شکافته ای و… باقی مانده باشد و معرفت حرکت انسان های بزرگ تاریخ در گذر زمان به دست فراموشی سپرده شده و از آن ها فقط مراسمی برجای مانده باشد، آن وقت است که باید گریست و گریست، برسر زد و شیون کرد و…

امروز عاشوراست، به یاد می آورم که سال ها است که با حسین(ع) بیعت بسته و بیعت شکنی می کنم، به یاد مُهر نمازم افتادم که از تربت پاک کربلاست و من به نشانه ی بیعت با او مبنی بر ادامه ی نهضت حق طلبانه و ظلم ستیزانه اش همواره برآن پیشانی می گذارم و هرزمان که پیمان اول «ایاک نعبد و ایاک نستعین» را با خدا می بندم که «تنها عبد او باشم و فقط از او استعانت بطلبم» پیمان دوم را هم با حسین (ع) در کنار آن قرار داده و بیعت می کنم که راه او را ادامه دهم، اما دریغ از یک ذره عمل.

 امروز در آیینه ی عاشورا خود را نظاره می کنم و جُز پیمان شکنی حرفـه ای و ماهر که  حتی به پیمان شکنی های خود نیز واقف نیست، شخص دیگری نمی بینم. من از یک سو پیمان خود را با خدا می شکنم و از سویی  دیگر با  حسـین(ع) و می خواهم با شرکت در مراسمی و ریختن اشکی به خود بگویم که  دین خود را نسبت به او ادا کردم و با این وسیله وجدان پیمان شکن خود را راحت کـنم. اما آیا بدین ترتیب وظیفه ی خود را درقبال این پیمان انجام داده و در زمره ی حسینیان قرار گرفته ام؟

هم اکنون حداقل خوشحال هستم که پیمان سوم (لبیک؛ اللهم لبیک؛ لبیک لا شریک لک؛ لبیک) را نبسته و بار پیمان شکنی ام را از این سنگین تر نکرده و به شیطان نیز سنگی نزده ام تا دروغ هایم، بیش تر از این آشکار نشود.

اگر حسین (ع) هم اکنون در بین ما حاضر شود؛ از عملکردهای ما در زنده نگهداشتن نهضت عظیمش چه می بیند؟ او ما را نظاره خواهد کرد که همچون قوم بنی اسراییل که در غیاب موسی، گوساله ی سامری را بر سر دست بلند کردند ما نیز درغیاب او عَلَم ها ساخته، کله های اژدهای فلزی را بر طرفین آن قرار داده، مجسمه های فلزی دیگری را به جای گوساله بر آن نصب کرده ایم و آن را بلند کرده، به هر سو می کشیم و عَلَم نهضت او را به علم زورآزمایی تبدیل نموده ایم. او ما را خواهد دید که باطن را فدای ظاهر کرده، کمتر در این مراسم مهم به درس های عاشورا می اندیشیم

اگر امروز حسین(ع) در بین ما بود و ما از آن حضرت سوال می کردیم که از ما عمل و وفای به عهد می خواهد و یا فقط گریه و زاری و بر سر زدن را،  چه پاسخی به ما می دادند؟

به طورمسلم آن حضرت به ما می فرمودند که وفای به عهد را خواستار هستند، عهدی که بر طبق آن حق طلبی و ظلم ستیزی ناشی از مرام حسینی، لازم و واجب می شود، زیرا آن امام شهادت را برای نشان دادن راه خدا انتخاب نمود تا برای ما الگوی کاملی باشد از انسان متعهد نسبت به خدا(ایاک نعبد و ایاک نستعین)، حق طلب و ظلم ستیز، تا بتوانیم او را نمونه و چراغ راه خود قرار دهیم نه این که برای شهادت افتخار آمیز او فقط شیون کرده و بر سر بزنیم ولی در زمره ی حسینیان زمان خود نباشیم.

آری باید برای این همه گمراهی و دور بودن از راه و پیمان شکنی ها گریه کنم؛ حداقل امروز را، زیرا احتمال دارد فردا همه چیز دوباره فراموش شده و چهره ی واقعی خود را نیز تا مُحرم و مُحرم های دیگر به دست فراموشی سپارم.

حسین(ع) تا ابد، بلبلی است بر شاخه ی درخت هستی، تا چه کسی از ناله او پریشان و منقلب شود و به این وسیله درون خود را شکوفا کند.

آن کـس که پریشان شود از نالـه ی بلبل

در دامنش آویز که در وی اثری هست(حافظ)

با امید به توفیق عمل

محمد علی طاهری

اسب تراوا

اسب تراوا ماجرای اسبی چوبین است که با استفاده از آن، قلعه‌ی شکست‌ناپذیری که با محاصره و جنگ سقوط نمی‌کرد، به تسخیر دشمن در آمد. داستان از این قرار است که سربازان دشمن، قلعه‌ای را مدتها در محاصره قرار داده بودند، پس از مدتها جنگیدن ناامید شده و برای تسخیر آن نیرنگی را طراحی کردند. آنها اسبی چوبین ساختند و آنرا در بیرون قلعه گذاشتند و خود عقب نشینی نموده و وانمود کردند که از ادامه‌ی حمله منصرف شده و به احترام مقاومت مدافعین قلعه، اسبی چوبین را به آنها هدیه کرده‌اند. مدافعین قلعه مفتون زیبایی و عظمت اسب چوبین شدند و آنرا به داخل قلعه برده و مشغول جشن و سرور و پایکوبی گردیدند. اما نیمه شب که آنها مست و سرخوش در خواب بودند، سربازانی که از قبل در دل اسب چوبین پنهان شده بودند از درون آن بیرون آمده و دروازه‌ی قلعه را گشودند و دشمن که در این فاصله با استفاده از تاریکی شب خود را به قلعه رسانیده بود، وارد شده و با غافلگیر کردن مدافعین و قتل عام آنها، قلعه را به تسخیر خود درآوردند.

ذهن انسان پیچیدگی‌های بسیار زیادی دارد و از فیلترهای محافظ بسیار قوی برخوردار می‌باشد. فیلتر عقلی راه ورود هر گونه اطلاعاتی را که با منطق و باورهای ما مغایرت داشته باشد، می‌بندد. ذهن قادر است اطلاعاتی را که به آن می‌رسد، مورد پردازش دقیقی قرار بدهد حتی اگر وارونه باشد. در ستاد مرکزی ذهن، محدودیتی برای فهم زبانهای مختلف نیست و هر مطلبی به هر زبانی برای این ستاد قابل فهم بوده و به کار گرفته می‌شود. این سطح از ذهن جزیی از ناخودآگاهی بوده، که ما به آن واقف نیستیم ولی اثرات آن بر روی عملکردهای انسان ظاهر می‌شود.

با استفاده از همین اصل، شبکه منفی، کلیه اطلاعات غلط خود را به ستاد مرکزی ذهن انسان می‌رساند و رفتار او را تحت تاثیر قرار داده و تمایلات او را به سمت دلخواه هدایت می‌کند. شعر و موسیقی نیز می‌توانند به عنوان اسبهای چوبین مورد سوء استفاده‌ی شبکه منفی قرار گرفته و در حد بسیار گسترده‌ای در این رابطه به کار گرفته شود. زیرا در حالت عادی ذهن انسان اجازه‌ی عبور به بسیاری از اطلاعات را نمی‌دهد. برای مثال اگر ما بشنویم که “به‌ شیطان گوش بده!”، شدیداً مقاومت منفی نشان خواهیم داد و از آن اجتناب می‌کنیم. اما اگر همین دستور در معکوس شعر آهنگی قرار داشته باشد، از آنجا که ما با کمال میل آن ترانه را گوش می‌دهیم، اطلاعات نابجای پشت آن مانند اسب تراوا وارد قلعه‌ی وجودی ما شده و در فرصت مناسب اثر خود را به جای خواهد گذاشت. جالب اینجاست که معکوس شعری که شنیده می‌شود هیچ ارتباطی به خود شعر ندارد که اگر شعر را معکوس بنویسیم به آن دسترسی پیدا کنیم. نکته‌ی دیگر این که انجام این کار به کمک تکنیک امکان‌پذیر نیست و این کار در حد یک اعجاز می‌باشد.

از آنجا که توضیح این مساله بسیار مفصل می‌باشد، متعاقباً ارایه خواهد شد، لذا در این مرحله فقط بررسی عملی جهت نتیجه‌گیری و اثبات این مباحث مورد نظر است که برای این منظور ترانه‌هایی به عنوان نمونه انتخاب شده‌اند که در ابتدا اصل ترانه را می‌شنویم و به دنبال آن معکوس شده و برگردان ترانه را مورد توجه قرار می‌دهیم. نتیجه باور نکردنی است، به خصوص اگر مطالبی که شنیده می‌شود کشف رمز هم شده و منظور آن آشکار گردد. هر چند که مفهوم بسیاری از این مطالب برای شنوندگان کاملاً روشن می‌باشد.

در خاتمه از جناب دکتر سروش عازمی‌خواه و دکتر سوشیانت عازمی‌خواه و سرکار خانم میترا عازمی‌خواه و سایر دوستانی که در تهیه و آماده‌سازی مجموعه‌ی حاضر تلاش مداوم و پیگیری را مبذول داشته‌اند، کمال قدردانی را دارم.

با آرزوی توفیق الهی

محمدعلی طاهری

طب مکمل و جایگزین

این ذوق و سمــاع ما، مجازی نبود    وین وجد که می‌کنیم، بازی نبود

با بی خردان بگو که ای بی خردان    بیهوده ســخن به این درازی نبود

فهرست:

طب مکمل و جایگزین (CAM) چیست؟

ارایه‌ی خدمات طب جایگزین و مکمل CAM در بیمارستان‌های آمریکا

تحقیقات برای استفاده از طب جایگزین و مکمل CAM در درمان سرطان

چکیده‌ای از گزارش سازمان جهانی بهداشت وابسته به سازمان ملل متحد در ارتباط با طب مکمل و جایگزین CAM

سیاست کشور‌های جهان در قبال طب مکمل و جایگزین CAM

چرا طب مکمل و جایگزین؟

طب مکمل و جایگزین (CAM) چیست؟

هر روش درمانی که خارج از محدوده‌ی روش‌های درمانی پزشکی جدید باشد، طب مکمل و جایگزین و یا به اختصار CAM نامیده می‌شود (CAM مخفف Complementary and Alternative Medicine).

دسازمان NCCAM یا مرکز ملی طب مکمل و جایگزین آمریکا که از مراکز وابسته به وزارت بهداشت (HSS) و مرکز ملی بهداشت (NIH) کشور آمریکا می‌باشد و با سازمان جهانی بهداشت سازمان ملل متحد در این زمینه همکاری نزدیک دارد، CAM را به شاخه‌های زیر تقسیم نموده است:

انرژی درمانی – Energy Therapies

در این روش درمانی از حوزه‌های انرژی برای درمان بیماران استفاده می‌گردد. از نمونه‌های این روش می‌توان از ری کی (REI KI)، کی گونگ (Qi Gong)، درمان از طریق لمس با دست (Therapeutic Touch) و… نام برد.

درمان از طریق حرکت دادن اعضای بدن – Manipulative and body based

از نمونه‌های این روش می‌توان از ماساژ (massage)، کایروپراکتیک (Chiropractic) و… نام برد.

سیستم‌های پزشکی جایگزین – Alternative Medical Systems

این سیستم‌ها تئوری و روش‌های درمان مخصوص به خود را دارند که با پزشکی جدید تفاوت بنیادی دارند. مانند: هامیوپاتی، داروهای سنتی چینی ((Traditional Chinese Medicine (TCM) و…

درمان بیماری‌های جسمی از طریق ذهن – Mind-Body Interventions

در این سیستم با تکنیک‌های مختلف سعی در بالا بردن ظرفیت ذهن در تاثیر گذاری بر عملکرد جسم و در نهایت درمان دارند. از نمونه‌های این روش می‌توان از مدیتیشن (Meditation)، دعا (prayer)، درمان ذهنی (Mental Healing)، استفاده از هنر و موسیقی برای درمان و… نام برد.

نکته‌ی مهم: مطابق این تقسیم بندی، فرادرمانی در این شاخه قرار می‌گیرد.

درمان بیولوژیکی Biologically Based Therapies

در این نوع درمان از گیاهان دارویی، مواد غذایی و ویتامین‌ها برای درمان بهره برده می‌شود. از نمونه‌های این روش می‌توان از درمان از طریق مکمل‌های غذایی (Supplements Dietary) و محصولات دارویی گیاهی و. .. نام برد.

منبع گزارش:
سازمان جهانی بهداشت سازمان ملل متحد
مرکز تحقیقاتی NCCAM زیر نظر وزارت بهداشت و سازمان ملی بهداشت آمریکا
عنوان گزارش: What Is CAM

ارایه‌ی خدمات طب جایگزین و مکمل CAM در بیمارستان‌های آمریکا

بر اساس آخرین مطالعات انجام شده در سال ۲۰۰۵، تعداد ۱۴۰۰ بیمارستان در سراسر کشور آمریکا خدمات طب جایگزین و مکمل CAM را به مراجعین خود ارائه کرده‌اند.

۱۴۰۰ بیمارستان (۲۷ درصد از بیمارستان‌های آمریکا) از بیمارستان‌هایی که در این مطالعه مورد بررسی قرار گرفته‌اند، حداقل یکی از روش‌های درمانی CAM را ارائه کرده‌اند. محبوب ترین روش‌های درمانی CAM که در این بیمارستان‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرند، عبارتند از:

انرژی درمانی (Therapeutic Touch)

استفاده از یوگا (yoga)، تای چی (Tai Chi)، کی گونگ (Qi Gong) که در این روش از انرژی Qi برای درمان استفاده می‌شود.

ماساژ درمانی

بر اساس این گزارش…

۶۱ درصد از بیمارستان‌هایی که روش‌های درمانی CAM را ارائه کرده‌اند، دلیل آنرا تاثیر گذار بودن این روش‌ها اعلام کرده‌اند.

۸۷ درصد بیمارستان‌ها دلیل آنرا بخاطر درخواست و علاقه بیماران اعلام کرده‌اند.

۸۱ درصد بیمارانی که از CAM در این بیمارستان‌ها بهره برده‌اند، بابت آن پول پرداخت نموده‌اند که ۳۷ درصد آن را بیمه‌های خدمات درمانی متقبل شده‌اند.

منبع گزارش:
مرکز تحقیقاتی NCCAM زیر نظر وزارت بهداشت و سازمان ملی بهداشت آمریکا
عنوان گزارش: CAM Offerings in U.S.Hospitals

تحقیقات برای استفاده از طب جایگزین و مکمل CAM در درمان سرطان

مرکز ملی سرطان کشور آمریکا از دهه ۱۹۴۰ مطالعات خود را بر روی تاثیر CAM در درمان سرطان آغاز نمود که بر اساس نتایج جالب تحقیقات انجام شده و سیاست این مرکز مطالعاتی برای گسترش مطالعات بر روی روش‌های جدید درمان بر اساس CAM، مرکز مطالعات طب مکمل و جایگزین برای سرطان (OCCAM- office of Cancer Complementary and Alternative Medicine) در سال ۱۹۹۸ پایه‌گذاری گردید.

هدف از ایجاد این مرکز تحقیقاتی جهت دهی و ارتقائ سطح تحقیقات در ارتباط با استفاده از CAM در درمان سرطان می‌باشد. این تحقیقات استفاده از CAM را در جلوگیری، تشخیص و درمان سرطان و همچنین درمان تاثیرات مخرب داروهای ضدسرطان را مورد بررسی قرار می‌دهد.

در سال ۲۰۰۵، مرکز ملی سرطان کشور آمریکا مبلغ ۱۲۱۰۷۷۰۰۰ میلیون دلار را در جهت انجام تحقیقات در این زمینه اختصاص داده است که حدوداً ۴۰۰ پروژه در این رابطه را در بر می‌گیرد.

منبع گزارش:
مرکز ملی سرطان کشور آمریکا NCI زیر نظر وزارت بهداشت و سازمان ملی بهداشت آمریکا
عنوان گزارش: NCI CAM History and Role of OCCAM

چکیده‌ای از گزارش سازمان جهانی بهداشت وابسته به سازمان ملل متحد در ارتباط با طب مکمل و جایگزین CAM

مطابق نظریه‌ی سازمان بهداشت جهانی هر انسانی اجازه دارد که روش درمان خود را شخصا تعیین کند و هیچ جریانی اجازه‌ی تحمیل مستقیم و یا غیر مستقیم روش و یا روش‌هایی را برای درمان دیگران ندارد و نقض آن در واقع نقض حقوق بشر می‌باشد. بدیهی است در صورتی که روشی بدون وجود دلایل موجه و دنیا پسند و بدون طی نمودن مراحل مطالعاتی و تحقیقاتی، منع قانونی پیدا کند، بیماران را به طور غیرمستقیم از تجربه‌ی آن روش محروم نموده است که باید در پیشگاه وجدان بشری مورد مواخذه قرار بگیرد.

از اینرو، روز به روز کشور‌هایی متوجه‌ی حقوق حقه‌ی بیماران شده و به جمع طرفداران طب مکمل و جایگزین می‌پیوندند تا بیماران بتوانند با تجربه‌ی آن شانس بهبود و درمان خود را افزایش دهند.

تحقیقات بر روی اکثر شاخه‌های طب مکمل و جایگزین بسیار آسان و بر اساس زیر نظر قرار دادن آن شاخه و بررسی آماری نتایج حاصل از آن (مطابق با آنچه که علوم تجربی به آن می‌پردازد،) صورت می‌گیرد و به صرف زمان‌های طولانی و تحقیقات پرخرج نیز نیازی نمی‌باشد(مانند فرادرمانی). تعدادی از کشور‌هایی که در زمینه طب مکمل و جایگزین فعالیت دارند و نمونه‌هایی از فعالیت‌های آن‌ها که در گزارش ذکر گردیده عبارتند از:

سازمانها و موسسات تحقیقاتی ملی یا دانشگاهی کشور‌هایی مانند هند، اندونزی، ژاپن، امارات، آلمان، نروژ، انگلستان، کانادا، آمریکا، غنا، نیجریه، چین، کره جنوبی و ایتالیا. این کشور‌ها در زمینه طب جایگزین فعالیت‌های تحقیقاتی گسترده ای دارند.

کشور‌هایی مانند هند، اندونزی، ژاپن، استرالیا، امارات، آلمان، نروژ، انگلستان، کانادا، آمریکا و نیجریه از طب جایگزین در بیمارستان‌های دولتی خود بهره می‌گیرند.

کشور‌هایی مانند هند، سریلانکا، اندونزی، نروژ، انگلستان، کانادا، آمریکا، غنا و نیجریه دارای واحد یا دپارتمانی برای طب جایگزین CAM در وزارت بهداشت خود می‌باشند.

در کشورهایی مانند آلمان، نروژ، انگلستان، کانادا، آمریکا، ژاپن و استرالیا استفاده کنندگان از طب جایگزین زیر پوشش بیمه‌های خدمات درمانی قرار می‌گیرند.

موسساتی که در تحقیقات در زمینه طب جایگزین و مکمل CAM، سازمان جهانی بهداشت را یاری می‌کنند عبارتند از:

موسسه ملی تحقیقات در زمینه طب جایگزین NCCAM آمریکا زیر نظر وزارت بهداشت آمریکا

دانشگاه ایلینویز- شیکاگو آمریکا

دانشگاه ایالتی میلان ایتالیا

هفت موسسه تحقیقاتی از کشور چین

دو موسسه تحقیقاتی از کشور کره جنوبی

دو موسسه تحقیقاتی از کشور ژاپن

یک موسسه تحقیقاتی از کشور سودان

یک موسسه تحقیقاتی از کشور غنا

یک موسسه تحقیقاتی از کشور ماداگاسکار

یک موسسه تحقیقاتی از کشور مالی

یک موسسه تحقیقاتی از کشور کره شمالی

یک موسسه تحقیقاتی از کشور ویتنام

در گزارش سازمان جهانی بهداشت در صد کسانی که در پنج کشور جهان حداقل یکبار از طب جایگزین استفاده نموده‌اند، به شرح ذیل می‌باشد:

بلژیک

۳۱ %

آمریکا

۴۲ %

استرالیا

۴۸ %

فرانسه

۴۹ %

کانادا

۷۰ %

براساس گزارش سازمان جهانی بهداشت، سرمایه گذاری در امر تحقیقات در زمینه طب جایگزین CAM در آمریکا افزایش شدیدی داشته است:

سال ۱۹۹۲

۲ میلیون دلار

سال ۱۹۹۳

۲ میلیون دلار

سال ۱۹۹۴

۴ میلیون دلار

سال ۱۹۹۵

۵.۵ میلیون دلار

سال ۱۹۹۶

۷.۸ میلیون دلار

سال ۱۹۹۷

۱۱.۵ میلیون دلار

سال ۱۹۹۸

۱۹.۵ میلیون دلار

سال ۱۹۹۹

۴۹.۹ میلیون دلار

سال ۲۰۰۰

۶۸.۳ میلیون دلار

منبع گزارش:
سازمان جهانی بهداشت- وابسته به ساز مان ملل متحد
عنوان گزارش: WHO Traditional Medicine Strategy 2002-2005

سیاست کشور‌های جهان در قبال طب مکمل و جایگزین CAM

در کشور آمریکا از سال ۱۹۹۰تا ۱۹۹۷ تعداد افراد بالغی که از روش‌های مکمل یا جایگزین CAM جهت درمان استفاده نموده‌اند، از تعداد ۶۰ میلیون نفر به ۸۳ میلیون نفر افزایش داشته است در صورتی که افراد مراجعه کننده به پزشکی مدرن در این سال‌ها تغییری نداشته است. تعداد دفعات مراجعه به مراکز CAM در همین مدت ۴۷% افزایش داشته که ۲۴۳ میلیون از تعداد مراجعان به پزشکان بیشتر بوده است.

بر اساس آمار جمع آوری شده در سال ۱۹۹۷، بیماران در کل آمریکا حدودا ۱۲،۲ میلیارد دلار بیشتر از آنچه در بیمارستان‌ها و مراکز پزشکی آمریکا پول پرداخت کردند، جهت بهره‌مندی از روش‌های جایگزین و مکمل CAM هزینه پرداخت نموده‌اند. همچنین قابل توجه است که بر اساس تحقیقات انجام شده بین سال‌های ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۶ تعداد شکایت‌ها و همچنین ضرر‌های وارده بابت صدمه دیدگی‌ها و. .. مندرج در شکایات به نسبت شکایات از پزشکان از اهمیت و خطر کمتری برخوردار بوده است.

بر اساس آخرین تحقیقات انجام شده بین ۵۰ تا ۸۳ درصد از بیماران سرطانی در کشور آمریکا حداقل از یکی از روش‌های درمان CAM برای درمان بهره می‌برند.

با مطالعه گزارش‌های مجالس و کمیته‌های کشور‌های مختلف در زمینه درمان مکمل و جایگزین CAM هیچ کشوری با آنها مخالفت نداشته بلکه شدیدا انجام تحقیقات و پروژه‌های مرتبط با آنها را پشتیبانی می‌نمایند.

در لایحه‌های ارائه شده در این کشور‌ها (همانند آمریکا، انگلستان و…)، اطمینان از اینکه درمانگران دوره‌های آموزشی مربوط به روش‌های درمان CAM را در یکی از مراکز تخصص دیده باشند، تاکید شده ولی اجباری نبوده ولی در بعضی از ایالت‌ها این امر توسط آن ایالت اجباری شده است.

لازم به ذکر می‌باشد با توجه به تحقیقات انجام شده کشور‌هایی مانند آمریکا، انگلستان، کانادا، استرالیا، سویس، آلمان، اسپانیا و… هیچ مانعی در جهت درمان‌های مکمل و جایگزین در قوانین خود نداشته و فقط بعضی از ایالت‌ها داشتن گواهینامه معتبر درمانگری از یکی از سازمان‌های رسمی در این زمینه را به عنوان شرط فعالیت در این زمینه تعیین نموده‌اند. این سازمان‌ها خصوصی بوده و وظیفه آموزش درمانگران را در رشته‌های خاص دارند.

با توجه به تحقیقات انجام شده، مراکز و سازمان‌های دولتی که مسئولیت بهداشت و سلامت جامعه را بر عهده دارند، در اکثر کشور‌های دنیا موارد ذیل را در سیاست خود در قبال CAM در پیش گرفته‌اند:

تشکیل مراکز، سازمان‌ها و گروه‌های تحقیقاتی خصوصی متخصص در زمینه CAM به شکل رسمی و قانونی جهت سازماندهی، آموزش درمانگران و همچنین کمک به بحث تحقیق در زمینه CAM.

تحقیقات در زمینه تاثیر گذاری و امن بودن روش‌های مختلف طب مکمل و جایگزین CAM

بیماران از جهت انتخاب روش درمان خود مختار هستند. (درصورتی که اثبات نشده باشد روش درمان مورد استفاده مضر می‌باشد)

قابل توجه است که در سال ۲۰۰۰، علاوه بر بودجه اختصاصی وزارت بهداشت آمریکا مبلغ ۹۲،۷ میلیون دلار از طرف سایر مراکز تحقیقاتی در این زمینه اختصاص یافته که جمع کل بودجه در این سال را به ۱۶۱ میلیون دلار می‌رساند.

سازمان جهانی بهداشت نیز با توجه به علاقه و توجه روز افزون مردم جهان به CAM به عنوان طب مکمل یا جایگزین تحقیقات گسترده‌ای را با همکاری سازمان‌های ملی و دانشگاه‌های کشور‌های مختلف آغاز نموده که یکی از مهمترین و پرکارترین این مراکز دولتی، سازمان NCCAM (مرکز ملی طب جایگزین و مکمل) زیر نظر وزارت بهداشت کشور آمریکا می‌باشد که در جدول ذیل بودجه اختصاص یافته در این مرکز جهت انجام پروژه‌های تحقیقاتی را جهت اطلاع ارائه می‌کنیم:

سال ۱۹۹۵

۵.۵ میلیون دلار

سال ۱۹۹۶

۷.۸ میلیون دلار

سال ۱۹۹۷

۱۱.۵ میلیون دلار

سال ۱۹۹۸

۱۹.۵ میلیون دلار

سال ۱۹۹۹

۴۹.۹ میلیون دلار

سال ۲۰۰۰

۶۸.۳ میلیون دلار

سال ۲۰۰۱

۷۲.۴ میلیون دلار

سال ۲۰۰۲

۱۰۰.۱ میلیون دلار

سال ۲۰۰۳

۱۱۳.۸ میلیون دلار

سال ۲۰۰۴

۱۱۶.۲ میلیون دلار

سال ۲۰۰۵

۱۲۱.۱ میلیون دلار

سال ۲۰۰۶

۱۲۲.۷میلیون دلار

در ضمن مراکز علمی و دانشگاهی ذیل نیز در زمینه CAM تحقیقات گسترده ای انجام می‌دهند:

دانشگاه ایلینویز شیکاگو

دانشگاه ایلینویز شیکاگو

دانشگاه ایالتی لوییزیانا

دانشگاه ایالتی تگزاس

دانشگاه ایالتی اوهایو

دانشگاه سالفورد

کالج هامیوپاتیک کانادا

دانشگاه بدفورد شایر

دانشگاه وست بروک

دانشگاه هاروارد

دانشگاه مریلند

دانشگاه مینسوتا

دانشگاه ایروین-ایالت کالیفرنیا

دانشگاه سان فرانسیسکو-ایالت کالیفورنیا

دانشگاه علوم متافیزیکی کالیفرنیا و مینسوتا

دانشگاه هنر درمانگری کلرادو

دانشگاه بستیر

مرکز تحقیقاتی پالمر

سازمان تحقیقات پزشکی میناپولیس

سازمان تحقیقات در ارتباط CAM انگلستان

منابع:
کمیته ریاست جمهوری طب مکمل و جایگزین (سیاست در قبال طب مکمل و جایگزین)
مرکز ملی طب مکمل و جایگزین (زیر نظر وزارت بهداشت و سازمان ملی بهداشت کشور آمریکا)
(طرح استراتژیک پنج ساله مرکز ملی طب مکمل و جایگزین)
سازمان جهانی بهداشت
جمعیت مبارزه با سرطان کشور آمریکا
مجله پزشکی آمریکا JAMA
جمعیت درمان پولاریتی آمریکا
کتابخانه‌ی ملی دارو (زیر نظر سازمان ملی بهداشت آمریکا)

چرا طب مکمل و جایگزین؟

طب مکمل و جایگزین دارای محاسن بی‌شماری است که در زیر به چند مورد قابل اهمیت آن اشاره شده است:

پوشش دادن کلیه‌ی بیماری‌های جسمی، روانی و ذهنی:

از آنجا که در طب مکمل و جایگزین چیزی به نام کنترل معنی ندارد و اگر این روش‌ها موثر باشند، قطعا به درمان منجر گردیده است، لذا درمان به معنای واقعی در ابعاد جسم و روان و ذهن در آن مشهود است.

نداشتن عوارض جانبی:

به علت این که در طب مکمل و جایگزین از هیچگونه مواد شیمیایی استفاده نمی‌شود و در بعضی رشته‌ها اساساً دارویی وجود ندارد، و حتی نیازی به لمس کردن نمی‌باشد، لذا عوارض جانبی وجود ندارد. در نتیجه بیمار با مشکل عوارض جانبی درگیر نخواهد شد.

ارزان بودن درمان:

یکی از محاسن عمده‌ی طب مکمل و جایگزین، ارزان بودن و حتی در بعضی از مواقع رایگان بودن آن است (از جمله فرادرمانی) و اگر در مواردی مبالغ هنگفتی دریافت می‌شود، به واسطه‌ی وجود موانع قانونی در سر راه همگانی شدن آن است که در این صورت افراد با طرح ادعاهای خاص و افسانه‌ای موفق می‌شوند به صورت مخفی و زیرزمینی و یا به صورت خصوصی مبالغ گزافی دریافت نمایند، در حالی که با علنی بودن و ایجاد ضابطه‌ی آشکار آن به این نتیجه می‌توان رسید که در خیلی از شاخه‌های طب مکمل و جایگزین، همه قادر به ارائه‌ی درمان‌های غیر متعارف هستند و نیازی به داشتن ویژگی‌های خاصی نیست (مانند فرادرمانی). برای مثال پولاریتی درمانی که در یکی از دانشگاه‌های آمریکا در خلال چند دهه‌ی گذشته به عنوان یک شاخه از انرژی درمانی به صورت رشته‌ای آکادمیک در دنیا گسترش پیدا کرده است، نشان داد که با تحت تاثیر قرار دادن حوزه‌ی پولاریتی بدن بیماران توسط حوزه‌ی پولاریتی دست درمانگر، می‌توان تبادلات یونی و الکترونی سلول‌های بدن آن‌ها را از اختلال خارج نموده (مطابق قانون دست راست در فیزیک) و اگر مشکل بیماری آن‌ها با این موضوع ارتباط داشته باشد، آن را برطرف نماید و این اساس درمان از طریق دست کشیدن بر سر و بدن بیمار می‌باشد. بدیهی است کسانی که با این رشته‌ی دانشگاهی برخورد نکرده باشند، از دور می‌توانند تصور کنند که با دست کشیدن بر بدن بیمار، درمانی صورت بگیرد.

عدم تاثیر خطاهای تشخیص:

خصوصا در بعضی از شاخه‌های طب مکمل و جایگزین تشخیص بیماری هیچ جایگاهی ندارد (مانند فرادرمانی). در حالی که در طب رایج خطاهای پزشکی یکی از مهمترین عوامل مرگ بیماران می‌باشد. برای مثال، خطا‌های پزشکی سومین علت مرگ در آمریکا می‌باشد که سالانه ۲۲۵۰۰۰ قربانی می‌گیرد. (نقل از مجله‌ی نظام پزشکی-آبان ۸۵-ص ۹۲)

پیشرفت تکنولوژی و زندگی مدرن، علیرغم تمام تاثیرات مثبتی که در زندگی امروز بشر داشته، باعث افزایش و بروز بیماری‌های خاص این دوران گردیده است. پزشکی مدرن برای پاسخگویی به نیاز بیماران روزانه در صدد معرفی راه‌های جدیدی جهت درمان این بیماری‌ها برآمده اما عوارض جانبی ناشی از استفاده از دارو‌ها (و این که دارو‌ها صرفا نقش کنترل بیماری را به همراه دارد و نه درمان قطعی را،) باعث تشویق مردم به آزمایش CAM شده و نتیجه‌ی درخشان و باور نکردنی آن موجب افزایش مراجعات مردم به روش‌های درمان جایگزین و مکمل در سرتاسر دنیا گردیده است. با توجه به این که مردم در تجربه‌ی روی بیماری خود هرگز اشتباه نمی‌کنند، لذا استقبال آنان از این روش‌ها خود نشان دهنده‌ی کارآمد بودن طب مکمل و جایگزین CAM می‌باشد. حتی در خیلی از موارد بیماران جهت درمان عوارض جانبی دارو‌های مدرن، مجبور به استفاده از روش‌های درمانی مکمل می‌گردند. موفقیت روز افزون طب مکمل و جایگزین که در جهان به طور چشم‌گیری خود را نشان داده است، مقاومت‌هایی را در مقابل خود برای بخش‌هایی که چشم دیدن این پیروزی را ندارند، ایجاد نموده است به طوری که حتی حاضر به باز کردن چشم‌های خود و دیدن نتیجه‌ی این جریان نیستند و صرفا با استناد به قوانین پوسیده و کهنه‌ی قدیمی که دیگر کاربرد ندارد، چنگ و دندان نشان می‌دهند. اما دیگر دیر شده است و بیماران راه اساسی برای درمان خود را پیدا نموده‌اند و این تلاش‌های مذبوحانه فقط روسیاهی برای مخالفین به جای خواهد گذاشت و نام تک‌تک آنان را در لیست سیاه تاریخ پیشرفت‌های بشری وارد خواهد کرد. این مقاومت‌ها از سوی منابع آگاه و نا آگاه سازماندهی می‌گردند که می‌توان آن‌ها را به مواد زیر دسته بندی نمود:

مافیای جهانی داروسازی از سرسخت‌ترین عوامل در مقابل طب مکمل و جایگرین CAM می‌باشد زیرا با رشد این جریان، مصرف دارو به شدت کاسته شده و سود سرشار حاصل از این تجارت با کاهش قابل ملاحظه‌ای روبرو خواهد شد. لذا این مافیا در چهارگوشه‌ی جهان با استفاده از عوامل خود که راه را بر هرگونه تحقیقات در این زمینه سد نموده و افراد صاحب فکر را با کمک مزدوران خود متوقف نموده و از سر راه برمی‌دارند. در پاره‌ای از موارد نیز با تحریک عوامل ناآگاه ذینفع را تحت عنوان‌هایی قانون، موجب متوقف شدن تحقیقات این افراد و دلسرد شدن و منزوی نمودن آنان می‌شوند.

اصناف ذینفع که ممکن است با جبهه‌گیری‌های حرفه‌ای، تنگ‌نظری‌ها و توجه یک‌جانبه به منافع صنفی خود، با این تصور که رشد CAM از اهمیت شغلی و منافع مادی آنان بکاهد، در صدد مبارزه برآمده و بدون توجه به نتایج عملی و تجربی حاصل از طب مکمل، شروع به طرح و اشکال تراشی و ایجاد سد و مانع و تحریک محافل قانونی می‌نمایند. در حالی که پزشکان بسیاری با روی آوردن به CAM با اقبال بسیار زیادی روبه‌رو شده‌اند که هرگز در موقعیت قبلی نمی‌توانستند از آن برخوردار شوند و این اندیشه‌ی غلطی است که با رشد CAM پزشکان از کار بی کار می‌شوند. این همان تصوری است که خیاط‌ها به هنگام اختراع چرخ خیاطی داشتند و فکر می‌کردند که با این اختراع آن بیکار خواهند شد و به مخترع این وسیله حمله نموده و اختراع او را نابود کردند. برای مثال چنین جریان‌هایی مدت دویست سال در برابر طب هومیوپاتی جنگیده‌اند.

جریان‌های ذینفع مختلف که با محبوبیت افرادی که باعث وحدت فکری سایرین و تجمع آنان شود، اصولا مخالفت دارند. در واقع گروه‌هایی که واهمه‌های سیاسی و بدبینی مرضی داشته و تصور می‌کنند که هرگونه تجمعی، ممکن است ایجاد معضلات سیاسی نماید.

علم گرایان که همه چیز را صرفا در چارچوب علم محض نگاه کرده و در مقابل هر تفکر نویی ایستادگی می‌کنند، زیرا به احتمال زیاد، تفکرات نو در ابتدا به واسطه‌ی این که سابقه‌ی قبلی ندارند، با نقصان مدارک کافی روبرو بوده و ممکن است برای ارائه و قانع نمودن این دسته از افراد، مدارک لازم در اختیار نباشد. در ابتدای این راه‌ها معمولا تجربه است که حرف اول را می‌زند و علوم تجربی خود بر مبنای بررسی عملی تجربه‌ها حاصل گردیده است، در حالی که در نهایت تعجب، این گروه علم‌گرا در این مرحله تجربه را قبول نداشته و منکر همه‌ی تجربه‌های عینی می‌شوند. تاریخ پر است از لکه‌های ننگی که مقاومت کوردلان و علمای جاهل که به نام علم، پیشرفت بشر را به تاخیر انداختند. همان علمایی که داروین را مسخره کردند، همان آکادمی علمی فرانسه که هیپنوتیزم را که آنتوان مسمر ارائه نمود، شیادی نامیدند و شناخت ضمیر ناخودآگاه انسان را چند قرن به عقب انداختتد و… جالب اینجاست که این گروه در طول تاریخ، در همه‌ی موارد با شکست ننگینی مواجه گردیده‌اند و نام همه‌ی آن‌ها در لیست سیاه دنیای علم ثبت شده است و روز به روز پیشرفت‌های تکنولوژیکی درهای متافیزیک را که مورد قبول این عده نیست، به روی بشر گشوده است. هاله‌ی انسان عکس برداری شد و به اثبات رسیده، طب سوزنی الکترونیک ایجاد گردید در حالیکه تا چند دهه قبل آن را یک شیادی معرفی می‌کردند. حوزه‌ی پولاریتی بدن نقشه‌برداری شد و پولاریتی درمانی یا درمان با دست در آمریکا به صورت دانشگاهی آغاز شد و….

امید آنکه مطالب فوق که از کتاب “طب مکمل – جایگزین و دنیای امروز” نوشته محمد علی طاهری تقدیم گردید، سازمان‌های ذیربط را وادار به انجام تحقیقات گسترده در این زمینه نموده تا بجای چشم بر هم گذاشتن، رد کردن و تکذیب، تحقیقات رسمی در زمینه‌ی CAM را هماهنگ با دنیای امروز سازماندهی نموده تا بتوانند خود را با تحولات امروز دنیا هماهنگ نمایند و با ارائه‌ی اطلاعات صحیح به بیماران، آنان را در جهت یافتن مسیر درست درمانی یاری نموده تا حقوق بیمار در انجام تحقیق بر روی روش‌های درمانی و انتخاب آن، مطابق نظر سازمان بهداشت جهانی تضییع نشود.

انسان پیشرفت‌های خود را از طریق مبارزه با جهل و ناآگاهی به دست آورده است و همان طور که به چند نمونه اشاره شد، تاریخ علم پر است از سوابق سیاه و ننگین ناآگاهان که در کسوت‌های مختلف تا آنجا که توانسته‌اند خون به دل صاحبان فکر و اندیشه نموده‌اند. مبارزه با جهل و ناآگاهی وظیفه‌ی هر انسان آزاد اندیشی است که باید با همه‌ی وجود دنبال شود. (ان الحیوه الدنیا عقیده و الجهاد)

با آرزوی توفیق الهی

 

اصل وحدت راه

آشنایی با شعور کیهانی و مشاهده عملی نحوه کار این هوشمندی و تحولات خارق العاده پیش آمده ناشی از اتصال و ارتباط با آن و انجام فعالیت‌های مثبت و انسانی در این رابطه، ما را هر روز بیشتر از پیش با این پدیده عجیب و شگفت انگیز الهی، آشنا ساخته و به درک وحدت حاکم بر جهان هستی، نزدیکتر ساخته است. همان وحدتی که همه اجزا ء جهان هستی را به یکدیگر پیوند داده و ندای تن واحده بودن آن را، به گوش جان‌های بیدار و آگاه، در هر لحظه فریاد می‌زند:

این همه عکس می و نقش مخالف که نمود      یک فروغ رخ ساقی است، که در جام افتاد
(حافظ)

پیامی که ما به فراتر از مرزهای تفکرات و اندیشه‌های انسانی هدایت نموده و در بالاترین مرتبه فکری و بینشی قرار داده و به این فراز و مرتبه از آگاهی رسانیده است که نه تنها بنی آدم اعضای یک پیکرند بلکه: جهان هستی همه، یک پیکر است که در آفرینش، ز یک گوهر است و با این نگرش، ما وسعت دید و اندیشه خود را نه تنها از مرز‌های قومی، قبیله‌ای، ملی (ناسیونال)، نژادی و حتی جهانی (اینترناسیونال) گسترش داده بلکه دامنه تفکرات، درک و بینش خود را معطوف به همه جهان هستی (اینتریونیورسال) نموده و اعتفاد داریم که بدون درک جهان هستی و هوشمندی حاکم بر آن، انسان همواره در کثرت و سرگشتگی به سر برده و همه راه‌های مقابل او، بسته خواهد بود.

این درک عمیق، به دنبال آشنایی عملی با شعور الهی یا همان هوشمندی حاکم بر جهان هستی، پیش آمده است و این هوشمندی و شعور (وسیله)‌، ما را به وحدت جهان هستی (هدف) و از طریق وحدت راه (مسیر) هدایت نموده است. شرط اساسی رسیدن به وحدت ایجاب می‌کند که همه عوامل در برگیرنده و تعریف کننده آن، خود نیز در وحدت باشند و از اینجا می‌توان پی برد که نمی‌شود در کثرت راه بود و به وحدت رسید. یعنی فرد نمی‌تواند با در هم آمیختن چندین راه مختلف به وحدت برسد. زیرا ممکن است راه‌های انتخاب شده از نظر چهار چوب‌های اجرایی و تجزیه و تحلیلهای لازمه، با یکدیگر در تضاد باشند ولیکن همگی آنها، هدف مشترکی را دنبال کنند.

هر چند که راه‌های رسیدن به این وحدت، متعدد است و به تعداد نفوس انسان‌ها می‌تواند راه‌های مختلف وجود داشته باشد ولیکن هر راه به تنهایی، بایستی در وحدت کامل باشد. راه در کثرت خود کثرت آفریده و به دنبال آن اغتشاش و سرگردانی بوجود می‌آورد. مثلا برای منظوری خاص ممکن است در مکتب‌هایی از ذکر و مانترا استفاده شود در حالی که برای همان منظور در مکتب دیگری (مکتب وحدت کیهانی) نه تنها ذکر و مانترا مورد استفاده قرار نگیرد، بلکه در صورت استفاده در اتصال به شبکه شعور کیهانی، ایجاد اختلال نیز بنماید و همچنین مثلا در مکتب‌هایی، ریاضت و سختی دادن به جسم،‌ گوشه‌گیری و تارک دنیا شدن، مورد استفاده قرار بگیرد در حالی که در مکتب دیگری این کار خطایی بزرگ محسوب شود که البته در مکتب ما نیز چنین می‌باشد.

وحدت کیهانی، همان وحدت الهی است و روزی که انسان به درک این وحدت نائل شود و خود را با عالم هستی در یکتایی و همسویی ببیند، به مرز خدایی شدن و خدایی دیدن رسیده است زمانی که هر کجا روی نماید فروغ رخ او را دریابد و به جز او را نبیند “رسد آدمی به جایی، که بجز خدا نبیند” و در آنصورت به معنای: “قبله‌ام یک گل سرخ، جانمازم چشمه، مهرم نور،…” رسیده و چیزی جز تجلی الهی را در پیش رو نخواهیم دید، و همچنین به عینیت “اینما تولوا فثم وجه الله” پی برده و به دنبال آن، … کعبه‌ام بر لب آب، کعبه ام زیر اقاقی‌هاست. کعبه‌ام مثل نسیم می‌رود باغ به باغ، می‌رود شهر به شهر. حجرالاسود من، روشنی باغچه است. (سهراب سپهری) و در آن زمان متوجه خواهیم شد که به هر سو نظاره کنیم، تجلی او را دیده و با دیدن تجلیات او در واقع از دیدن اثر، پی به وجود صاحب اثر برده‌ایم.

روشن بنگر که آفتاب است       آن نور که خوانیش به مهتاب
(شاه نعمت الله ولی)

و از نظاره مهتاب، در حقیقت پی به وجود آفتاب برده‌ایم. آفتابی که از خورشید است، همان خورشیدی که نمی‌توانیم به طور مستقیم، لحظه‌ای به آن نگاه کنیم و چشمان ما یارای تحمل نور آن را ندارد. در خاتمه ضمن دعوت به رعایت اصل وحدت راه، مبنی بر خودداری از تلقین و ترکیب راهها و شیوه‌های مختلف و همزمان یکدیگر، و با در نظر گرفتن و مطالعه و بررسی نکات متضاد آنها، از سرگشتگی خود و دیگران جلوگیری نموده و در نتیجه از به‌هم‌ریختگی‌های بعدی نیز که به کرات مشاهده گردیده است، جلوگیری شود و فراموش نکنیم که هدف نهایی، رسیدن به وحدت کیهانی، از طریق آشنایی عملی با “شعور الهی” می‌باشد و تمام فعالیت‌های افراد می‌بایستی با در نظر گرفتن این هدف صورت بگیرد و در غیر این صورت، این فعالیت‌های فاقد ارزش‌های لازم معنوی و عرفانی بوده و صرفاً در جهت رشد منیت، معرکه‌گیری و خودنمایی تلقی خواهد گردید.

با امید به درک وحدت جهان هستی

 

Visit Us On FacebookVisit Us On TwitterVisit Us On Youtube